2 روشی که افراد سوء استفاده کننده مورد استفاده قرار می دهند و روابط خودشان را کنترل می کنند

افراد سوء استفاده کننده به چه نحوی منجر به آسیب زدن می شوند و از قربانیان خودشان برای دستیابی به اهدافشان استفاده می کنند.

از سویی باید بیان احساسات توسط کودک به او آموزش داده شود.

پاراماهانسا یوگاناندا[1] معتقد است که “برخی از افراد تلاش می کنند تا از طریق بریدن سر سایر افراد، بلند تر شوند.”

همچنین در یک منبع ناشناسی بیان شده است که “زمانی که یک فرد به صورت ثابتی شما را تحقیر می کند، این احساس را در شما ایجاد می کند که نمی توانید هیچ کاری را به صورت مناسبی انجام دهید، یا منجر به ایجاد احساس بی ارزش بودن در شما می شود و در حالت کلی یک احساسی بدی نسبت به خودتان پیدا می کنید … این شرایط یک نوع سوء استفاده عاطفی می باشد.”

سوء استفاده می تواند به عنوان ترکیبی از تلقین عقاید و افکار خاص در حوزه های مختلف، قلدری روان شناختی و سوء استفاده عاطفی با هدف سلطه گری و کنترل باشد. عبارت gaslighting (که در این مقاله به عنوان سوء استفاده ترجمه شده است) ریشه در یک فیلم مربوط به سال 1944 به نام Gaslight دارد که در آن یک شوهر از طریق متقاعد کردن زنش در رابطه با این مورد که وی دیوانه می باشد، وی را اذیت می کرد و از این طریق، هدفمند بودن و عزت نفس وی را زیر سوال می برد.

در جامعه معاصر موجود که نبود اطلاعات، “حقایق جایگزین و تقلبی”، تفرقه و خود شیفتگی رایج می باشند، این نوع سوء استفاده  در اغلب مواقع در تجارت ها، سیاست ها، رسانه، در محیط کار و در روابط شخصی مورد استفاده قرار می گیرد.

مثال های مربوط به این نوع سوء استفاده شامل شرکت هایی می باشد که محصولات اعتیاد آور را برای کودکان تبلیغ می کنند، سیاست مدارانی که کل گروه را قربانی می کند تا انجمن موجود را به بخش های مختلفی تقسیم کند، شخصیت های تلویزیونی که نسبت به یک موردی ابراز نفرت می کنند تا منجر به بدنام آن شوند، مجریانی که برای سود آوری از مستخدمان استفاده می کنند و سوء استفاده کنندگان عقلایی که برای قربانی کردن برخی افراد، آنها را مورد سرزنش قرار می دهند. سوء استفاده نوعی خشونت روان شناختی می باشد.

تحقیقات و نویسندگان مختلفی تاثیرات سوء استفاده و پیامدهای مخرب آن را مورد بررسی قرار داده اند. در ادامه هشت مورد از رایج ترین روش های مورد استفاده و کنترلی این سوء استفاده کنندگان آورده شده است.

  1. دروغ گفتن بیش از حد

یک نقل قول معروفی که در منابع مختلفی آورده شده است، بیان می دارد که “در صورتی که شما در اغلب مواقع یک دروغی را تکرار کنید، این دروغ به عنوان یک واقعیت مورد پذیرش قرار خواهد گرفت.”

بی شک دروغگویی همسر سبب مصمومیت رابطه می شود و نباید نادیده گرفته شود.

شاید رایج ترین و نامناسب ترین ویژگی سوء استفاده کردن، عبارت از بیان کردن یک دروغ توسط فرد سوء استفاده کننده می باشد که آنها از آن به منظور شستشوی مغزی، حمله، تحقیر، بدنام ساختن، و  یا از بین بردن قدرت قربانی (های) خودشان استفاده می کنند. به جای اینکه تهمت های افراد سوء استفاده کننده شامل یک سری ادعاهایی بر مبنای واقعیت ها، شواهد، بطور واقعی و بر مبنای دلیل باشد، در اغلب مواقع بر مبنای دروغ های مشخص یا اغراق های فاحشی می باشد. یک فرد سوء استفاده کننده از این روش به منظور باقی ماندن در یک شرایط اهانت کننده، در اختیار گرفتن مکالمه و تحمیل کردن رابطه استفاده می کند.

علاوه بر این، فرد سوء استفاده کننده از طریق ادامه دادن به حالت تهاجمی و پرخاشگری، باعث می شود که نقاط ضعف، ایرادات و بی کفایتی های قابل توجهش که نسبت به مشخص شدن آنها ترس دارد، مورد بی توجهی قرار بگیرند. این فرد از طریق دروغ گفتن و اظهار نظر های اغراق آمیز به صورت ثابت، افراد قربانی را در حالت دفاعی نگه می دارد و منجر به پیشگیری از بروز قدرت اجتماعی و روان شناختی آنها می شود.

یک شوهری با هویت نامشخص بیان کرده است که “همسر من احساسات خودش را از دست داده است و نیاز دارد که واقعیت را بداند.”

یک مدیری با هویت ناشناس بیان کرده است که “کاری که بخش شما انجام می دهد، عبارت از تلف کردن زمان و منابع می باشد. شما به چه نحوی در مورد مستخدمان خودتان قضاوت می کنید.”

همچنین گروه های ناشناس و بی اعتباری بیان کرده اند که “چه کسی حقوق s-t ها را به آنها می دهد!؟ آنها مردم نمی باشند!”

  1. تبدیل کردن دروغ ها به موارد نرمال و قانونی و نشان دادن “وضعیت پیچیده ناایمن”

دروغ های مربوط به سوء استفاده، همانند اختلاف روان شناختی، به صورت منظم تکرار می شوند تا رابطه موجود را تحت تاثیر قرار دهند. فرد دروغ گو در اغلب مواقع نشان دهنده یک “وضعیت پیچیده ناایمن” در ذهن افراد قربانی می باشد که در نتیجه دست پاچگی، کاهش اضطراب، خجالت و پست بودن در مورد هویت و عزت نفس خودشان، مضطرب می شوند. تا زمانی که فرد سوء استفاده کننده نتواند وضعیت روان شناسی آزاد را بشکند، توانایی اظهار نظر خودش را از دست خواهد داد؛ این شرایط حداقل در رابطه با تشر زدن و تلقین عقاید مصداق دارد.

یک فرد ناشناسی بیان کرده است “زمانی که من در مدرسه بودم، به دلیل جنسیت، نژاد و ظاهر فیزیکی مورد قلدری قرار می گرفتم. من اکثر این موارد را درونی کردم و از خودم خجالت می کشیدم. خیلی طول کشید تا متوجه شوم که این مورد یک مشکلی برای من می باشد … من الان در حال بازگیری قدرت خودم هستم.”

[1] Paramahansa Yogananda